تبلیغات
tumblr_inline_npp1neYAvW1ry72eo_500.gif ❤_✎دختری از جنوب تهران✎_❤ - مطالب تیر 1395

❤_✎دختری از جنوب تهران✎_❤        

                


HOME MAIL TELL ROZA
 کارنامه
پنجشنبه 3 تیر 1395 × 02:17 ب.ظ    


یه هفته ای شد کارنامه ها رو دادن .
 با رفقا قرار گزاشته بودیم هر وقت همه کارنامه گرفتیم بریم یه جشن کوچولو تو خودمون بگیرم

اونم به مناسبت گند زندمون ....اول از کارنامه خودم بگم که واقعا ضد حال بود
. هنرررر بهم داده 19 یعنی سوختمااا
و زبانم داده 17 0-0معلمه عقده ای. ا
از اولم با زبان مشکل داشتم اوففف عربی هم 18. داده . ولی معدل کلم بد نشد ...19.76

فکر میکردم خیلی خیت شدم یعنی تو خونه که حصابی ترورم کردن .
دو شب پیش دوستم رزا پیام داد پس جشنمون چی شد .

حسش نبود گفتم بیخیال من خودتون برید.
 گفت بیجا اگه حوصلشو نداری  فردا میریم با مامان  باباتم هماهنگ کن .
فردا شب شد و رفتیم پارک یه دوساعتی خوش بودیم
ک من نفهمیدم نیما و پیمان کی رفتن بستنی بگیره .
وقتی امدن فهمیدن من روزه ام مابقی شون نگرفته بودن گردن کلفتا .
 بچه ها ک دیدن من روزه ام گفتن پسش میدیم اما من نزاشتم گفتم بخوریدیکم مونده به اذان منم میرم خونه میخورم حالا ...خوردن .ولی قشنگ از قیافشون معلوم بود کوفتشون شده طفلکا

یه 20 دقیقه مونده بود به اذان بچه ها گفتم بیاین عکس بگیرم بعد بریم خونه
یه چند تا عکس گرفتیم البته تو این عکس من نیستم چون خودم دارم عکس میگیرم .

پسر وسطیه و اون دختر وسطیه رزا و نیما هستم اون یکی هام زهرا و پیمان .
 یه جورایی جفتای همن همشون. ولی بنده سینگلم خخخخ ب قول رزا تک پرشونم.

اوم بچه ها برای اینکه واس دوستام سوءتفاهم نشه میگم . این اکیپ ما قایمکی نیست یعنی مامان بابامون میدونن همه امون تو یه مجتمعیم یعنی همسایه ایم و در کل باهم رفتو امد خوانوادگی داریم و اینکه من شبا تنها جایی نمیرم . تو شهرک میشینیم برا همین محیط امنه واسه همین مامان بابان میزارن با دوستام برم پارک شهرک که در کل 20 متر با خونه امون فاصله داره .اینو میگن چون بعضی ها خیلی زود قضاوت میکنن.
راستی حرف کارنامه ها شد  شما چ گلی به سرتون زدید . مامان باباتون چطور برخورد کردن؟؟



   
─═हई ݦُحےٍٍ ईह═─ ×کـامـنـت()